مفیدستان

مطالب مفید

مفیدستان

مطالب مفید

زندگی نامه امام رضا(ع)

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۴۴ ب.ظ


امام رضا علیه السلام هشتمین امام و پیشوای شیعیان جهان نام شریفش علی میباشد. کنیه ان حضرت ابولحسن و مشهورترین القاب ان حضرت«رضا» است. 

پدر بزرگوارش موسی کاظم هفتمین امام میباشد. 
مادر ان حضرت بانوی پرهیزگار بنام تکتم از اهالی مغرب بوده که بعد از ولادت امام رضا او را طاهره نامیدند. 
در تاریخ ولادت حضرت بین مورخین اختلاف است. ولی قول مشهور یازدهم ذی القعده سال صدوچهل و هشت هجری قمری می باشد که در مدینه متولد شده اند. 
خلاصه علل امدن حضرت رضا ع به ایران که ان حضرت را از جهات سیاست زمان با تشریفاتی شایان از مدینه با جماعتی از رجال و اشراف حرکت دادند از جمله حاکم مدینه امام را همراهی میکردند. حضرت رضا ع از ماهیت دعوت مامون اگاه بود که این دعوت به خاطر از بین بردن جرایم پدرش (هارون) و نیز بر اثر ترسی که از علویان داشت بود که پاسخی هم به امال مردم خراسان بدهد چه انان به اولاد علی ع تمایل داشتند. مامون از شخصیت و نفوذ امام رضا بیم داشت که می خواست خود را برای همیشه از این خطر در امان نگاه دارد. لذا حضرت رضاط ع در این سفر تنها هیچکس از خاندان خویش و کسان مورد اعتماد خود را همراه نیاورد. تا بفهماند که این سفر اجباری بوده نه با رضایت. در حالی که رضا ع در مدینه ازادانه مسئله امامت خود را اظهار میکرد و مردم را رهبری و هدایت می نمود و در ظاهر امر هیچ قدرتی قادر نبود که حضرتش را اجبارا وادار به حرکت نماید چه در ان عصر سه محل مرکز کانون قدرت اسلام به شمار می رفت، 
1-مدینه، 
2-بغداد، 
3-مرو 
1-بغداد به واسطه کشته شدن امین برادر مامون وضع اشفته داشت. 
2- مدینه به واسطه وجود حضرت رضا (ع) مرکز قدرت بود. 
3- مرو مرکز خلافت و حکومت مامون بود. 
اما اولا به واسطه دوری مرو از مدینه و در ثانی اهالی خراسان علاقمند به حضرت رضا (ع) بودند و مامون نمیتوانست اهداف خود را به پیش ببرد. بدیهی است زندگانی سیاسی ان حضرت دارای ظرافتی خاص است که به اسانی نمیتوان به حقیقت امر دست یافت امامت امام رضا علیه السلام 
امامت امام رضا (ع )بعد از شهادت امام هفتم اغاز میشود و در حدود بیست سال به طول انجامید که میتوان ان را به سه بخش تقسیم کرد. 
1-نخستین مرحله که مدت ده سال ادامه داشت. دوران حکومت هارون میباشد از 183 ه ق تا 193 ه ق 
2-مدت پنج سال زندگی حضرت در زمان خلافت فرزند بزرگ هارون، امین تا سال 198 ه ق 
3- مدت پنج سال زندگی حضرت در زمان خلافت مامون تا هنگام شهادت سال 203 ه ق که مهمترین حوادث زندگی سیاسی ان بزرگوار را دربر میگرد. 

امامت امام رضا (ع) در روزگار مامون

مامون بعد از قتل برادرش امین در 25 محرم سال 198 ه قمری خلافت را بدست گرفت. در این هنگام اشفتگی سراسر کشور اسلامی را فرا گرفته و پایه های خلافت او را متزلزل ساخته بود. هارون بعد از قتل یحیی برمکی نتوانست کشورداری نماید. پس از برمکیان کارهای کشوری و لشگری مختل شد و مردم بی تدبیری و سوء سیاست او را مشاهده می نمودند. هارون در سالهای پایانی حکومت خود دست به کارهای تحریک امیز مذهبی میزد. دستور داد کلیساهایی را که در مرزها بود خراب کنند. سندی بن شاهک داروغه بغداد را فرمان داد تا اهل ذمه بغداد را وادار کند لباسی غیر از لباس لباس مسلمانان بپوشند. در نتیجه این کارها خزرها[اقوام ساکن در غرب دریای مازندران] به تحریک امپراتور روم از طریق دربند به خاک سرزمین اسلامی وارد شدند و قتل و غارت عظیمی کردند. بطوریکه مورخین گزارش می کنند هزاران نفر از مسلمانان و اهل ذمه کشته شدند. بعد از خزرها در افریقای شمالی بواسطه خروج یکی از سادات حسنی «ادریس» اشفتگی ظاهر شد. در اذربایجان خرم دینان ظهور کردند. در سیستان حمزه بن اترک (اذرک) که خرابی های بسیار در خراسان نمود ولی از همه مهمتر شورشی بود در خراسان که مردم از جور علی بن عیسی ماهان والی خراسان بستوه امده بودند سر به شورش بر اوردند. چون هارون در توس مرد فرزندش در مرو ماند. این شورشها در دوره اغازین حکومت مامون شدت یافت. از یک طرف شورش علویان از طرف دیگر امام رضا (ع) برخلاف مامون مقام و قدرت معنوی داشتند و بر دلهای مردم حکومت می کرد. از این رو بود که مامون میخواست از امامت امام رضا (ع) سوء استفاده کند. 
نقشه مامون این بود که می خواست اولا از قیام علویان که دستگاه خلافت عباسیان را در معرض خطر قرار داده بود به وسیله امام رضا ع جلوگیری کند، و در ثانی بنام واگذاری خلافت به امام رضا (ع) که اکثر مردم خراسان از شیعیان بودند پایه های حکومت خود را مستحکم کند. محبت اهل بیت در دل ایرانیان به گونه ای اوج گرفته بود که حتی مامون می ترسید نکند روزی اگر او بیعت خود را از امام رضا (ع) در موضوع ولایتعهدی باز پس گیرد مردم نیز کمر به قتل او بربندند. جرجی زیدان می نویسد«اهل خراسان و حکمرانانش از اهل طبرستان و دیلم پیش از قیام عباسیان همه از شیعیان علی بودند» بنا به نوشته دکتر شیبی:(... پارسیان به تشیع پناه بردن و این پس از ان بود که نخست از سوی سفاح و سپس منصور بعد هم از رشید ضربه بسیار دیدند. یکی از علل تمایل اهل خراسان و دیگر ایرانیان نسبت به علویان این بود که هیچگاه با انان خوشرفتاری نمی شد و هرگز روی عدالت را ندیدند مگر در ایام حکومت علی علیه السلام). 

مهاجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرو

مامون با از بین بردن امین برادرش به خلافت رسید. اما بعد متوجه یک مساله اساسی گردید و ان این بود که مردم ایران از رفتار پدرش هارون و ستمکاری های حکام او که بخصوص نسبت به شیعیان می شد نارضایتی های عمیق ایجاد کرده است. از طرف دیگر مردم ایران نسبت به ال علی علاقه و محبتی خاص داشتند مامون از این جهت به وحشت افتاد. لذا با فضل بن سهل ذوالریاستین وزیر خود که مردی سیاستمدار بود به مشورت پرداخت. پس از شور فضل بن سهل به مامون پیشنهاد نمود که امام رضا (ع )را به خراسان دعوت کند تا شاید بدین وسیله از شورشها جلوگیری کند. رجاءبن ابی ضحاک دائی مامون و همراهانش چون وارد مدینه شدند حضور امام رسیده دعوت رسمی مامون را ابلاغ کردند. در ابتدا حضرت از قبول دعوت مامون خوداری و امتناع نموده ان را نپذیرفت. ولی با اسرار پی در پی انها که توام با تهدید بود حضرت دعوت انها را اجبارا قبول فرمودند. حضرت رضا ع چون قصد سفر کردند، ابتدا با قبر پیامبر وداع نمودند سپس خانواده خود را جمع کردند و خبر شهادت خودشان و از اینکه از این سفر باز نخواهند گشت را دادند و با اهل بیت خود وداع نمودند. به خدمت ان حضرت مشرف شدم و برای مسافرت ان حضرت تهنیت و مبارک باد گفتم! حضرت فرمودند چه تهنیت میگویی مرا از سفری که از جوار جد بزرگوارم دور می شوم و در غربت شهید خواهم شد و در (توس) در کنار بدترین خلق خدا(هارون الرشید) مدفون خواهم شد. من در خدمت ان حضرت بودم تا انچه فرموده بود واقع شد سرانجام امام رضا (ع) از مدینه به سوی خراسان و شهر مرو مرکز خلافت ان روز حرکت کردند.

مسیر سفر امام رضا (ع) از حجاز تا خراسان

امام در طول راه حجاز تا بصره در هر شهری به مناسبت با مردم دیدار داشتند. از بصره تا خرمشهر از راه اب و از خرمشهر به اهواز و سپس از راه اراک، ری و نیشابور مسافرت ادامه یافت و سرانجام در روز دهم شوال سال 201 ه ق قافله امام به مرو رسید، مورخین خط سیر امام را گوناگون گزارش کرده اند. که ذیلا اورده می شود. در اواخر سال 200 هجری بود که حضرت از مدینه خارج شدند. ابتدا از مدینه به مکه رفتند پس از انجام مراسم حج در اوائل سال 201 خاک حجاز را به بصره وارد و از بصره با کشتی به خرمشهر وارد و از انجا به اهواز وارد شدند. بعضی حرکت امام را از طریق فارس، اصفهان، قم و نیشابور برخی هم از اصفهان-یزد و طبس و عده ای از راه فارس-اصفهان-سمنان و دامغان-سبزوار ونیشابور، بعضی هم از راه اهواز-اراک-ری و نیشابور ذکر کرده اند، ولی چنین به نظر می رسد. که به دستور مامون مسیر حضرت از راه اصفهان-یزد و طبس بوده است. ولی انچه مسلم است به اتفاق نظر کلیه مورخین حضرت از نیشابور عبور فرموده است و از نیشابور به طرف توس حرکت نموده اند از انجا به ده سرخ و سپس روانه سناباد و توس می شوند. در توس حضرت به خانه حمید بن قحطبه که مدفن هارون بود داخل شده فرمودند: این موضع تربت من است. حضرت از توس به طرف سرخس و از انجا به سوی مرو حرکت کردند. امام رضا (ع) در بین راه در هر منزلی که وارد می شدند کراماتی از خودشان نشان می دادند و بسیاری از انها در کتب تواریخ ثبت و ظبط گردیده است.

امام رضا در نیشابور

هنگام ورود حضرت به نیشابور مردم بسیاری به استقبال امده بودند. برخی از خوشحالی فریاد می زدند، برخی گریه می کردند و هر کس به نحوی احساسات خود را ابراز میکرد. 
دو نفر از بزرگان حافظ قران به نامهای ابوذرعه رازی و محمد بن اسلم طوسی همراه با تعداد بیشماری از دانشجویان که قلم و دوات به دست داشتند گرد امده بودند و در انتظار شنیدن جملاتی از ان حضرت بودند. 
امام با چهره جذاب و متین خود در حالتی که لباس ساده بر تن داشت در برابر مردم که از طبقات مختلف به خصوص دانشمندان و علماء بودند قرار گرفت همه در انتظار شنیدن بیانات امام سرپا ایستاده بودند. امام درخواست مردم را اجابت فرمود. جمعیت همه خاموش شدند: 
تنها صدایی که شنیده می شد صدای امام بود. امام رضا (ع) حدیث معروف«سلسله الذهب» را بیان فرمودند. 
شنیدم از پدرم موسی بن جعفر که می فرمود از پدرم جعفر بن محمد که می فرمود شنیدم از پدرم محمد بن علی که می فرمود از پدرم علی بن حسین که می فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی که می فرمود از پدرم علی بن ابیطالب که می فرمود شنیدم از رسول خدا ص که می فرمود از جبرییل که می فرمود از خدای جل جلاله که می فرماید. 
«لا اله الا الله» حصار من است پس هر که در حصار من داخل شد از عذاب من ایمن باشد. 
بعد از بیان این حدیث وقتی قافله خواست حرکت کند امام سر از(هودج) بیرون اورد به طوری که توجه مردم را که اجتماع کرده بودند جلب کرد. مثل اینکه امام می خواست مطلب دیگری بگوید. که اهمیت فراوانی دارد، انگاه امام فرمود: 
ولکن بشرطها و شروطها و سپس اشاره به خود نمود و فرمود «و انا من شروطها»
سخنان امام درباره توحید بسیار قابل تامل است. امام با مقدمه بسیار جالب و گیرا حدیث توحید را مطرح کرد که سنگ زیر بنای دین بوده و تنها وسیله رسیدن به فلاح و رستگاری می باشد. 
پس از توحید، امام موضوع اصل امامت را مطرح میکند. 
امام رضا ع دو جمله فرمودند که هریک مکمل دیگری است. 
1- 1- کلمه طیبه (لا اله الا الله) 
2- ولکن بشرطها و شروطها 
توحید چیست و چه اشخاصی باید ان را ترویج کنند؟ 
توحید کلمه طیبه ای است که افراد و هم ملتها را از همه نکبتها و عذابها نجات می بخشد و هم تنها وسیله به فلاح و رستگاری رسیدن است. 
اصل ولایت و امامت که تکمیل کننده توحید است. اگر کار سرپرستی و رهبری عادلانه و اگاهانه در جامعه اسلامی حل نشود یگانه پرستی استقرار نخواهد یافت و باز هم طاغوتها به جای خدا می نشینند و حکمروایی خواهند کرد. 


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۱۶
رضا بکری

رضا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی