مفیدستان

مطالب مفید

مفیدستان

مطالب مفید

مفیدستان

مفیدستان شهری کوچک برای اموختن،

بایگانی

زندگی نامه حضرت معصومه(س)

رضا بکری | سه شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ

ولادت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام 

به واسطه محدودیتی که محبین اهل بیت علیهم السلام در برخی از اعصار و قرون داشته‌اند، تاریخ آن دوره‌ها به خصوص دوره امام هفتم علیه السلام به صورت کامل تدوین نشده و این محدودیت در مورد تاریخ تولد حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام نیز مطرح است و حتی در آن اختلاف نیز وجود دارد. در این باره حداقل سه قول بیان شده است:

1. اول ذی قعده 173 ق، قول مشهور است و این تاریخ با شواهد و قرائن، هماهنگی و تطبیق دارد.

2. برخی، تولد ایشان را سال 183ق. مصادف با سال شهادت پدر بزرگوارش می‎دانند، بنابراین سن مبارکه حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام هجده سال بوده است.

3. بعضی قول سومی را نیز می‎آورده‌اند و با تحلیل و تجزیه تاریخی، سال تولد حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام را سال صد و هفتاد و نه (179) ق. کم‌تر تصور ندارد؛ 

به هر حال آنچه که در تاریخ ولادت آن حضرت مسلّم است

آغاز ماه ذی قعده برای دودمان نبوت، پیام‌آور شادی و سرور است؛ زیرا حضرت نجمه خاتون، همسر گرامی امام در یازدهم این ماه و در سال 148ق. صاحب فرزندی می‎شود که از ستارگان آسمان امامت است. در اول ذی قعده سال 173ق نیز از این بانوی بزرگوار دختری به نام معصومه علیهاالسلام دیده به جهان می‎گشاید که از ایام اﷲ است. در این تاریخ دختری از آسمان ولایت و امامت طلوع کرد؛ که قلب‌ها را سرشار از صفا و چشم‌ها را روشن کرد و کانون مقدس اهل بیت علیهم السلام را گرم نمود؛ امام رضا علیه السلام دارای خواهری شده که سال‌ها قبل جد بزرگوارش به ولادت او بشارت داده بود. 

براساس آنچه که ذکر شد نتیجه می‎گیریم که سن مبارک خورشید ستارگان قم 28 سال بوده و برای 18 یا 22 ساله بودن مدرک و سندی وجود ندارد.

با ورود ماه ذی القعده مجالس جشن و سرور از قم آغاز می‎شود و در مشهد به پایان می‎رسد و آن ایام را با عنوان «دهه کرامت» نام‌گذاری کرده‌اند. ابتدای این دهه از اول ماه ذی القعده و مصادف با ولادت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام است. و پایانش نیز با ولادت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام نورانی شده است.

تربیت در سایه پدر

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و یاد خدا از صفات تبار پاک پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بود.

پدران این خاندان همه از برگزیدگان و پیشوایان هدایت بودند و هر یک در انتخاب همسر و تربیت فرزند توجه کافی داشته‌اند.

پدر بزرگوارشان امام موسی بن جعفر علیه السلام روز یکشنبه 7صفر 128ق. در ابواء، محلی بین مکه و مدینه به دنیا آمدند و مشهورترین القاب آن حضرت کاظم، باب الحوائج، امین، صابر و عبد صالح و مشهورترین کنیه‌ آن امام همام ابوالحسن است.

دوران زندگی امام کاظم را می‎توان به دو بخش تقسیم کرد:

بخش اول: دوران قبل از امامت، یعنی از سال 128 تا 148ق؛ یعنی سال شهادت امام صادق علیه السلام (20سال).

بخش دوم: دوران بعد از امامت، یعنی از سال 148 تا سال 183ق. (35سال) امام کاظم علیه السلام 4سال داشت که حکومت ظالمانه بنی امیه سقوط کرد و بنی عباس به سرکردگی ابوالعباس سفّاح به حکومت رسید. در بیست سالگی حضرت بود که منصور دوانیقی، پدر بزرگوارش امام صادق علیه السلام را به شهادت رساند و امام هفتم علیه السلام به امامت رسید. دوران امامت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام مصادف با زمامداری غاصبانه چهار تن از خلفای عباسی بود.

عباسیان که به صورت خزنده، حیات سیاسی خود را در دوره خلافت امویان شروع کرده بودند با دو پشتوانه دینی و دنیایی، حکومت را به دست گرفته، احزاب مدّعی را یکی پس از دیگری از سر راه خود کنار زدند.

عباسیان در مقابل مقام الهی اهل بیت علیهم السلام که شایستگی آنها را برای امامت و خلافت به اثبات می‎رساند، خود را بنی اعمام رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم دانسته، این گونه استدلال می‎کردند که در زمان رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم عباس، عموی او زنده بود و با وجود او حقی برای فرزندان عموهای دیگر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم باقی نمی‌ماند؛ حال آنکه شیعه برای اثبات امامت هرگز به قانون وراثت توجهی نداشت، بلکه نصوص وارده از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و امام سابق علیه السلام را در رابطه با تعیین امام بعدی شرط امامت ائمه اثنی عشری می‎داند.

ده سال از دوران امامت امام کاظم علیه السلام در عصر منصور گذشت؛ کسی که در حسادت و کینه نسبت به خاندان وحی بی‌مانند بود. ده سال از عمر شریف امام هفتم علیه السلام نیز در عصر مهدی عباسی گذشت و پس از آن یک سال را در عصر هادی عباسی گذراندند که هر کدام از آنها نیز سخت‌گیری‌هایی را داشته‌اند.

چهارده سال پایانی امامت ‌آن حضرت در عصر هارون الرشید سپری شد که دورانی بسیار سخت و جانکاه بود و امام علیه السلام اغلب در حبس و زنجیر و شکنجه به سر بردند.

فضایل نجمه خاتون مادر حضرت فاطمه معصومه (س)

نجمه خاتون، انسانی با فضیلت، استثنایی و مورد توجه امام معصوم علیه السلام بوده است. حضرت امام موسی کاظم علیه السلام با بهره‌گیری از معرفت غیبی برای خرید او اقدام کردند و دست تقدیر الهی او را از نقطه‌های دور مغرب زمین به مدینه منوره آورد تا از این رهگذر، مدال افتخار خدمت به ولایت و امامت و همسری امام هفتم به ایشان اعطا شود.

هشام بن احمر می‎گوید:

روزی امام موسی بن جعفر علیه السلام من را خواست و پرسید آیا می‎دانی قافله‌ای از مغرب آمده است؟ گفتم: نه. حضرت فرمود: آری مردی قافله‌ای را از مغرب آورده است، برخیز برویم که می‎خواهم کنیزی بخرم. هشام می‎گوید: چون بیرون آمدیم مردی را دیدم که از مغرب آمده و کنیزانی دارد. حضرت فرمود: آنان (کنیزان) را بر من عرضه کن. او هفت کنیز را به حضرت نشان داد و هر بار آن حضرت فرمودند: نیازی به آن ندارم. سپس حضرت فرمود: کنیز دیگری داری، او را عرضه کن، آن مرد پاسخ داد: جاریه بیماری دارم. حضرت فرمود: مانعی ندارد، آن را بیاور. مرد مغربی امتناع کرد و آن حضرت برگشت.

فردای آن روز حضرت دوباره مرا طلبید و فرمود: نزد مرد کنیز فروش برو و به او بگو آخرین قیمت کنیز بیمار چقدر است و هر قیمتی که گفت به او بده و آن کنیز را بخر.

هشام می‎گوید: نزد برده فروش رفتم و به او گفتم آخرین قیمت کنیز را چقدر در نظر داری؟ گفت حقیقت این است که این برده را کمتر از فلان مبلغ نمی‎فروشم. هشام می‎گوید: کنیز را به همان قیمت خریدم. وقتی تحویل گرفتم، برده فروش گفت: کسی که دیروز همراه تو به اینجا آمد، چه کسی بود؟ گفتم: مردی از بنی هاشم، پرسید: از کدام قبیله؟ گفتم: بیش از این نمی‎دانم، چرا درباره ایشان می‎پرسی؟ گفت: این کنیز را از یکی از شهرهای مغرب خریدم، در راه با زنی از اهل کتاب برخورد کردم، پرسید این کنیز که همراه توست، کیست؟ گفتم: او را برای خودم خریده‌ام. آن زن گفت: امکان ندارد این کنیز نزد امثال او بماند، بلکه او نزد بهترین شخص روی زمین خواهد رفت و پس از اندکی فرزندی از او به دنیا خواهد آمد که در شرق و غرب جهان بهتر از او نیست.

به همین جهت، لقب «طاهره» نشان اعطایی امام موسی بن جعفر علیه السلام به این بانوی بزرگوار است. پس از آنکه علی بن موسی الرضا علیه السلام به دنیا آمد، امام کاظم علیه السلام او را «طاهره» نامید، زیرا مهد پرورش حجت خداست.

وفات و مدفن مادر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام

در مورد سال وفات، محل دفن و مزار نجمه خاتون در منابع تاریخی و روایی مطلبی یافت نمی‌شود، ولی به احتمال قوی چند روز بعد از ولادت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام دار فانی را وداع گفته است.

براساس آنچه که نزد گروهی از مردم مدینه شهرت پیدا کرده، احتمال می‎رود قبر آن بانو همراه قبر حمیده خاتون در مشربه «ام ابراهیم» باشد؛ به طوری که تا چند دهه قبل، سه سنگ قبر وجود داشته که یکی از آنها را متعلق به نجمه خاتون دانسته‌اند. البته تاکنون مشربه ام ابراهیم با دیواری بلند محاصره شده است. از طرفی این مکان، همواره مورد توجه شیعیان به خصوص ایرانیان قرار داشته و دارد و زائران پیامبر گرامی خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم معمولاً بعد از استقرار و خارج از زیارت دوره به این مکان مقدس شتافته، در پشت در بسته می‎ایستند و به دعا و راز و نیاز می‎پردازند.

ازدواج حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام 

نکته اصلی در این‎باره این است که یقیناً حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام ازدواج نکرده‎اند که علت آن را در چند احتمال می‎توان جست‎وجو نمود:

1. احتمال اول: اینکه حکام بنی عباس به خصوص هارون الرشید برای حفظ خلافت و حاکمیت خویش در جامعه، چنان خفقان و اختناقی ایجاد کرده بودند که به قول معروف شمشیر را از رو بسته بودند و با برخوردهای ستمگرانه و بی‌رحمانه و خشن، جامعه‌ای وحشتناک و رعب‌آور ساخته بودند و این مسئله می‎توانست در روابط اجتماعی بین مردم تأثیر به سزایی بگذارد. با این اوصاف و اوضاع، کسی جرأت نداشت به در خانه امام کاظم علیه السلام مراجعه کند و مردم از اینکه با یکی از دختران آن حضرت ازدواج کنند می‎ترسیدند. 

مگر قاعده اینگونه نبوده و نیست که فاطمه زهرا علیهاالسلام روزانه و آشکارا غسل و کفن می‎شد و قبر مطهرش آشکارا می‎گردید، ولی ستم‌ها چه کرد؟

به این پرسش هم تاریخ باید جواب دهد که چرا فاطمه معصومه علیهاالسلام با آن‏که ازدواج، مستحب و یکی از سنت‌های مؤکد شریعت مقدس بوده است ازدواج نکرد؟

2. احتمال دوم: در بحث عدم ازدواج آن بانوی بزرگوار این است که ایشان در دوران حیات خود «هم‌کفو» نداشته و به این جهت ازدواج نکرده است. این مطلب را عده‌ای از صاحبان قلم و پژوهش از کتاب تاریخ قم گرفته و پسندیده‌اند؛ آنجا که گفته است: «همچنین به من رسیده است که رضائیه دختران خود را به شوهر نمی‌دادند، زیرا کسی که همسر و هم‌کفو ایشان باشد نمی‌یافتند». 

البته عده‌ای هم این احتمال و نقل را صحیح نمی‌دانند، بلکه می‎گویند:

 اولاً، سیره ائمه اطهار چنین نبوده که پیدا نشدن «هم‌کفو و هم‌سنگ» مانع ازدواج باشد.

ثانیاً در عصر حیات حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام جوانان شایسته‌ای از تبار امام حسن مجتبی علیه السلام و امام حسین علیه السلام هَم‌کفو آن حضرت وجود داشتند.

3. احتمال سوم: نیز وجود دارد که یعقوبی آن را چنین بیان کرده است: 

«موسی بن جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ‌یک از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه و...». 

به اجماع، همه معتقدند که این کلام یعقوبی دارای خدشه است، چون خلاف سیره پیامبر صلیّ الله علیه و آله و سلّم و ائمه اطهار علیهم السلام است.


در پایان بحث ذکر چند نکته ضرورت دارد:

1. موضوع بسیار مهم، این است که حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در دوران حیات پدرش کودکی 6 ساله بوده که پدر روانه زندان شد و 4 سال بعد که پدر به شهادت رسید، لباس عزا به تن حضرت بود. از طرف دیگر جو بسیار سنگین سیاسی و اجتماعی علیه خاندان نبوت و امامت، و آنگاه تبعید برادر به طوس، مجالی را برای ازدواج باقی نگذاشت و حتی شرایط بسیار عادی و ساده‌ای هم برای آ‌نها فراهم نشد.

2. روحیه ولایت‌پذیری و مطیع ولایت بودن حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و سایر فرزندان امام کاظم علیه السلام است، زیرا احکام و عقاید و اطاعت از ولایت در عمق جان ‌آنها نفوذ کرده بود.

به بیان دیگر، شخصیتی مانند حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام که در دامن امامت به دنیا می‎آید و در مکتب امامت پرورش و رشد می‎کند و خود مبلغ حدیث غدیر و ولایت است که اینها همه نشانه عظمت و بزرگی آن بزرگوار است، امکان ندارد خلاف وصیت پدر بزرگوارشان عمل کنند.

حاکمان معاصر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام 

دولت عباسی از سال 132ق. با به خلافت رسیدن ابوالعباس سفّاح تأسیس شد و تا سال 656ق. ادامه داشت. خلفای معاصر حضرت معصومه عبارتند از: هارون الرشید، امین و مأمون.

هجرت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام 

اسلام با صراحت دستور می‎دهد که اگر در محیطی، به خاطر عواملی نتوانستید به وظیفه خود عمل کنید، به منطقه و محیط دیگری هجرت نمایید. از طرفی روشن است که این حکم مخصوص پیامبران یا پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم نبوده است، بلکه قرآن، هجرت را مایه پیدایش آزادی و آسایش می‎داند:

 (کسانی که پس از ستم دیدن، در راه خدا هجرت کردند، در این دنیا جایگاه و مقام خوبی به آنها می‎دهیم و پاداش آخرت، از آ‌ن هم بزرگتر است اگر می‎دانستند). سوره نحل، آیه 41

منظور از جایگاه خوب و مناسب، جامعه اسلامی و پاکی است که در آن جز خدا پرستش نشود و عدالت و نیکوکاری در آن حکم‌فرما باشد. در حقیقت، علت مهاجرت مؤمنان، تشکیل چنین جامعه‌ای بوده است.

هجرت، آ‌ثار و برکاتی دارد که اگر در راه خدا باشد حتی اگر مرگ، ‌آن فرد را فرا گیرد اجرش با خداوند منان است:

 (و کسی که در راه خدا هجرت کند نقاط امن فراوان و گسترده‌ای در زمین می‎یابد، و کسی که از خانه‌اش به عنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او بیرون رود سپس مرگش فرا رسد پاداش او بر خداست و خداوند آمرزنده و مهربان است). سوره نساء، آیه 100

هجرت در اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا جایی که هجرت پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مبدأ تاریخ اسلام انتخاب شده است، در حالی که ولادت، بعثت، رحلت و ابلاغ ولایت و سایر مناسبت‌های دیگری هم در اسلام اتفاق افتاده، ولی به عنوان مبدأ تاریخ اسلام به شمار نیامده است.

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در فضیلت هجرت فرموده‌اند:

کسی که برای حفظ آیین خود از سرزمینی به سرزمین دیگر، حتی به اندازه یک وجب، مهاجرت کند، استحقاق بهشت می‎یابد و یار و همنشین محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم و ابراهیم علیه السلام خواهد بود.

حضرت معصومه علیهاالسلام از باب ترویج احکام و علوم اسلامی و امتثال آن احکام، از یک طرف و برخورداری از هوش سیاسی از طرف دیگر بر آن شدند تا مدینه را به سوی قم ترک نمایند.

تقدیر الهی بر آن امر تعلق گرفت که بعد از هجرت امام رضا علیه السلام در سال 200 هجری و پذیرش ظاهری ولایت‌عهدی، حضرت معصومه علیهاالسلام یک سال بعد از آن نامه‌ای را از برادرش دریافت کرد. امام رضا علیه السلام آن نامه را به یک غلام سپرد و دستور داد که در هیچ مکانی توقف نکند تا در کمترین زمان این نامه را به مدینه منوره برسد. آنگاه نشانه خانه حضرت موسی بن جعفر را نیز به او داد تا از کسی در مورد آن سؤالی نپرسد. آن غلام نیز خود را به مدینه رسانید و نامه را به حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام داد. آن حضرت نیز به محض رسیدن نامه امام هشتم علیه السلام خود را برای سفر آماده کرد، گرچه متأسفانه از مضمون نامه هیچ خبری به ما نرسیده است.

دلیل هجرت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام به قم
هجرت ایشان را به قم به دو گونه می‎توان تحلیل کرد:
1. قمی‌ها از پیروان راستین اهل بیت علیهم السلام بوده‌اند و آن حضرت نیز قمی‌ها را می‎شناخت و سال‌ها قبل، پاسخ پرسش‌های شرعی آنان را نگاشته بود. از طرفی روایات متعددی در فضیلت قم و قمی‌ها از اجداد طاهرینش شنیده بود و می‎دانست که مبارزه قمی‌ها با دستگاه جبار خلافت عباسی، شهره آفاق اسلامی است.
قم، پایگاه ستم‌ستیزان و آشیانه شیفتگان و عاشقان اهل بیت علیهم السلام بود، از این رو، آن حضرت راهی قم شد تا از مشکلات و سختی‌های بیشتری که مخالفان اهل بیت علیهم السلام و دست‌نشاندگان خلافت عباسی برای ایشان پدید می‎آورند، برهد و آنجا را به عنوان پایگاهی مناسب و زمینه‌ای آماده برای اقدامات خود قرار داد.
2. علت ورود آن حضرت را به قم باید فراتر از عوامل مادی دانست. بر پایه برخی از روایات آن حضرت پس از احساس ناامنی و مریضی در ساوه فرمود:
«مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که شهر قم مرکز شیعیان ماست.» (تاریخ قم، ص 308)
این حدیث نشانگر آ‌ن است که روایات نقل شده از ائمه علیهم السلام در انتخاب مقصد هجرت ایشان تأثیر داشته است، بلکه حضرت معصومه علیهاالسلام در اندیشه آینده تشیع و آینده قم به عنوان یکی از بزرگترین کانون‌های تولید اندیشه و معنویت اسلام بودند.
به هر حال وقتی که آن حضرت در ساوه بیمار شدند، در این هنگام از قم و فاصله آن با ساوه پرسیدند و دستور دادند او را به قم بیاورند، بدین گونه خود را به قم رساندند و در این سرزمین مدفون گشتند.
نباید از نظر دور داشت که زندگی به ظاهر کوتاه حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام مشحون از دردها و رنج‌ها و حوادث اندوهگینی است که کمتر بانویی با این سن و سال تاب و تحمل آن را دارد.
اسارت و دوری از پدر و شهادت آن حضرت به دستور هارون‌الرشید در زندان در سال 183 ق و بعد از آن، دوری از برادر و امام و ولی و صاحب امرش امام علی بن موسی الرضا علیه السلام که به دستور مأمون در سال 200 سفری تبعیدگونه را به آن ‌امام همام تحمیل کرد مزید بر علت بود.
این بانوی عظیم‌الشأن پس از تحمل غم و اندوه فراوان، نامه‌ای از محبوب خود دریافت نمود و تحمل رنج سفر به دیار غربت را بر خود هموار ساخت و به همراه تنی چند از برادران و برادرزادگان و غلامان و کنیزان، راه مرو را در پیش گرفت.
در این سفر طولانی، وقتی به شهر ساوه رسیدند، بنا به نقلی دشمنان اهل بیت علیهم السلام به همراه مأموران حکومتی به کاروان آل رسول حمله کردند و تعدادی از همراهان و برادران آن حضرت را به شهادت رساندند.
سرانجام غم هجران علی بن موسی الرضا علیه السلام و سنگینی این واقعه و فشار و اندوه از دست دادن همراهان، ایشان را به سختی بیمار کرد، از این رو به خادم خود فرمود: «مرا به شهر قم ببرید.»
چگونگی رحلت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام 
حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام پس از هفده روز عبادت و انس با معبود در شهر شیعه نشین قم و در منزل موسی بن خزرج، بزرگ خاندان اشعری، در اثر شدت بیماری و به مصداق در حالی که راضی به قضای ربوبی و مرضی الهی بود با نفسی مطمئنه به دیدار رب خویش شتافت.
بعد از وفات آن حضرت، شهر قم غرق در ماتم و غم شد. مردم بعد از غسل و کفن ایشان، ‌پیکر مقدس آن بانوی الهی را به سوی باغ بابلان که متعلق به موسی بن خزرج بود تشییع کردند.
البته مؤلف بحرالانساب، علت بیماری آن حضرت را مسموم شدن ایشان در ساوه در اثر سمّی که به بانوان کاروان داده شد می‎داند.
مؤلف تاریخ قم نیز از حضور حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در شهر ساوه خبر داده است که با کاروانی جهت ملاقات برادرش، از مدینه راهی مرو بود و در ساوه بیمار شد و سپس به قم آمد.
صاحب ریاض الانساب هم می‎گوید:
اما ستی فاطمه، ملقب به معصومه خاتون دختر امام کاظم علیه السلام در علوّ مرتبه زیاده از حدّ بیان است، در سال دویست و یک هجری زمان ولایت‌عهدی حضرت امام رضا علیه السلام با برادران خود فضل و علی و جعفر و هادی و قاسم و زید با بعضی از برادرزادگان و چند خدمه از بغداد به عزم دیدار برادر، عازم خراسان شد. بعد از طی طریق، چون به شهر ساوه - که یک منزلی قم است - رسیدند ملحدان ساوه خبر شدند؛ درصدد برآمده با امام‌زادگان محاربه کردند. آخرالامر، تمامی امامزادگان که 23 نفر بودند شهید شدند. چون اهالی قم خبر یافتند، بشتافتند، [اما] وقتی رسیدند که امامزادگان شهید شده بودند، [پس] آنها را دفن نموده، ستی فاطمه را با خدم و حشم به شهر قم بردند.
همچنین جعفر مرتضی عاملی بر این عقیده است که حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در این تهاجم به دست عباسیان مسموم شده است.
در کتاب «جغرافیای تاریخی سرزمین‌های شرقی» نیز به مسمومیت کریمه اهل بیت علیهم السلام اشاره شده است.
به هر حال، آن حضرت به جهت دیدار امام زمان خود، عزم سفر نمود و سختی راه را به جان خرید و با پیمودن مسافتی طولانی از بیابان‌های گرم و سوزان سرزمین‌های حجاز گذشت و شهیده راه ولایت گردید، زیرا «الا من مات علی حب آل محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم مات شهیداً».
تشییع و تدفین
 
هنگام دفن حضرت معصومه علیهاالسلام آل سعد بر سر کسب افتخار تدفین ودیعه آل طه علیهم السلام به گفت‌وگو پرداختند و بالاخره تصمیم گرفتند، این کار را به پیرمرد صالحی به نام «قادر» بسپارند و چون او حاضر نبود، مردم در انتظار آمدن آن پیرمرد مؤمن بودند که ناگاه دو سوار را دیدند که با روی پوشیده از جانب ریگزار به سوی آنان می‎آیند، آنگاه ‌چون به نزدیک جنازه رسیدند، پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه علیهاالسلام نماز خواندند و پیکر مطهرش را داخل سردابی که مهیا شده بود به خاک سپردند و رفتند و کسی هم ‌آنها را نشناخت.
در این رابطه، صاحب تاریخ قم چنین می‎نویسد:
به قول مرحوم ‌آیت‎اﷲ العظمی فاضل لنکرانی رحمت الله علیه هیچ بعید نیست که این دو بزرگوار، امامان معصوم بوده‌اند که برای این امر مهم به قم آمده بودند.
سه نکته درباره دفن حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام 
نکته اول: دفن حضرت به طور خاص؛ یعنی آمدن ناگهانی دو شخصیت ناشناخته برای دفن آن بزرگوار است که در منبع معتبری چون تاریخ قم آمده است؛ همان طور که امام موسی بن جعفر علیه السلام به نیشابور آمدند و در مراسم بانو شطیطه شرکت کردند.
به تعبیر دیگر، همان طور که امیرمؤمنان علیه السلام خودشان عهده‌دار مراسم غسل و کفن فاطمه زهرا علیهاالسلام شدند و مریم صدیق را خود عیسی بن مریم غسل داد، دو سوار نقابدار ناشناخته برای اهل قم که برخی احتمال داده‌اند آن دو، حضرت رضا و حضرت جواد علیهماالسلام بوده‌اند برای دفن حضرت معصومه علیه السلام حاضر شدند و این از فضیلت‌های بزرگ آن حضرت به شمار می‎آید.
نکته دوم: گفت‌وگو و اختلاف میان شیعیان قم درباره کسی که می‎خواهد فاطمه معصومه علیهاالسلام را دفن کند، نشانگر آن است که اهل قم برای ایشان بسیار احترام قائل بوده‌اند و مقام و منزلتش را ارج می‎نهادند، وگرنه یک زن غریب مسافر چه اهمیتی دارد که بحث شود چه کسی او را دفن کند. بلکه این گفت‌وگو و اختلاف نظر میان شیعیان، نشانگر آن است که مردم قم، حق آن حضرت را تا حدودی می‎شناخته و از مصادیق «عارفاً بحقها» بوده‌اند.
نکته سوم: در آن زمان در قم چند قبرستان بوده است و زنان و مردان شیعه نیز در همان قبرستان‌ها مدفون می‎شده‌اند، پس دفن ‌آن حضرت در محلی خاص و نه در سایر قبرستان‌ها نشانگر اهمیت خاصی است که مردم قم به ایشان می‎داده‌اند.
تاریخ وفات
سال وفات حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام 201 هجری قمری است و قول دیگری نقل نشده، بلکه حتی بر کاشی مرقد مطهر نیز همان ثبت شده است. ولی در مورد روز وفات سه قول مطرح بوده است: دهم ربیع‌الثانی، دوازدهم ربیع‌الثانی و هشتم شعبان. البته در تحقیقی که آستان مقدس در ابتدای قرن چهاردهم (مجموعه مکاتبات تولیت از سال 1306 تا 1317 شمسی) انجام داده و در کتاب «برگی از تاریخ» مربوط به اسناد و مکاتبات تولیت در تاریخ مذکور است، از 17 شعبان سال 201 بنا به نقلی از کتاب «ریاض» شیخ حر عاملی سخن به میان آمده است.
در این مورد، حتی با مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه مکاتبه‌ای جهت صحت و سقم مطلب انجام گرفته، ولی ظاهراً جوابی از ایشان دریافت نشده یا اگر جوابی آمده در دسترس ما نیست.
در سال‌های اخیر نیز آستان مقدس بین دهم و دوازدهم ربیع‌الثانی را جمع کرده و سه روز متوالی مجالس سوگواری با عنوان «ایام معصومیه» برگزار می‎کند.
  • رضا بکری

حضرت معصومه

زندگی نامه

نظرات  (۳)

خیلی خوب و مفید بود ممنون
دمت گرم داداش.
مرسی از اینکه مطالب مفید میزارین.خداقوت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی